<p>خوشی تو جهانم<br>نشد پا بذاره مثه سایه ها بود<br>امیدی که داشتم<br>شده دور باطل، به بیراهه ها بود<br>من اینجا نگاهم به یه راه تاریک توی آسمونه<br>نشد کم نیاریم<br>شبایی که تا صبح، چشامون به راه بود<br>تو راهی که تردید<br>با پیچ و خم راه، رها کرده ما رو<br>سکوت حقیقت<br>همونی که سد شد تمومه راهها رو<br>دلی که شکسته<br>با حال پریشون شکسته صدا رو<br>به روزای روشن چقدر فکر کردیم<br>چه شد حال ما رو<br>یه رویای ساده ، تو شبهای دلگیر<br>منی که تا ابد خاطرخواتم<br>با یه بغض تلخی<br>با این قلب سنگی فدای خستگی چشماتم<br>چه دور از دیارم ، حال بدی دارم<br>منی که زخم تو به دل دارم<br>منو پرسه ی شب<br>با این بی پناهی<br>یه تیره راهم تویی ماهم<br>صدایی با فریاد تو کابوس و خوابم<br>من و خستگی هام<br>یه دلگیر و تنها، چه بی ذوقه حالم<br>یه وقتی میایی ، میون خیالم<br>منو نا امیدی، یه حسی که دارم، می دونم تو راهی<br>با خسته خیالم، می ترسم که دوری منم بی قرارم<br>یه رویای ساده ، تو شبهای دلگیر<br>منی که تا ابد خاطرخواتم<br>با یه بغض تلخی<br>با این قلب سنگی فدای خستگی چشماتم<br>چه دور از دیارم ، حال بدی دارم<br>منی که زخم تو به دل دارم<br>منو پرسه ی شب<br>با این بی پناهی، یه تیره راهم تویی ماهم</p>