از برگ گل کاغذ سازم نامهئی شیرین میپازم مینویسم از عشقام رازم که ایناو گل من است
بعد از سلامای دلدارم اولاً خیلی دوستت دارم دوم دیدهات دارم برگشتم من
ماشین سواری سواری سواری خوبه بهشرطی چون من فردراری پیشه نگارد یهو سردراری با بیقراری
رویش ببوسی بهخندی بهغمها با او بگویشچو تمنا چیزی نکوتام نباشد به دنیا از عشق و رؤیا
در پایان از خدا میخواهم که تو را نگهدارد برام ترو میخواهم با عشق تمام دوستات دارم
در پایان از خدا میخواهم که تو را نگهدارد برام ترو میخواهم با عشق تمام دوستات دارم
ماشین سواری سواری سواری خوبه بهشرطی چون من فردراری پیشه نگارد یهو سردراری با بیقراری
رویش ببوسی بهخندی بهغمها با او بگویشچو تمنا چیزی نکوتام نباشد به دنیا از عشق و رؤیا