تو نیستی و من از خودم بی خودم
تو نیستی و بی تو دیوونه شدم
همه اش با خودم از تو حرف میزنم
تو نیستی به دیوار برف میزنم
هوایی شده باز دلم بی هوا حالم
خنده داره واسه آدمو
ز زمستون دست های من یخ زده
تو نیستی و بدجور عالم بده
زمستون و برف و بارون و
زمستون و یه خیابون و
زمستون و غم فراوون و
زمستون و من یه دیوونه و
زمستون و حق حق شونه و
یه شومینه و بغض این خونه و
زمستون و قلب داغون و
زمستون و اشک رو گونه و
تو نیستی رو زام گم میکنم
قدم میزنم راه گم میکنم
تو نیستی و این شهر زندونمه
هنوز شولت و گرمیه شونمه
نمیدونم کسی از غمت کم کنه
نمیدونم کسی جست و درک ام کنه
تو نیستی هوا تو نفس میکشم
از این زندگی بی تو دست میکشم
زمستون و برف و بارون و
زمستون و یه خیابون و
زمستون و غم فراوون و
زمستون و من یه دیوونه و
زمستون و حق حق شونه و
یه شومینه و بغض این خونه و
زمستون و قلب داغون و
زمستون و اشک رو گونه و
زمستون و برف و بارون و
زمستون و یه خیابون و
زمستون و غم فراوون و
زمستون و من یه دیوونه و
زمستون و حق حق شونه و
یه شومینه و بغض این خونه و