وقتی نیستی به یادش خوابیدی تو کنارش تو چشاش زل زدی وقتی نیستی تو یارش وقتی خوابی کنارش روی تخت و بالش سر میذاری پیشه اون وقتی نیستی به یادش میگذره میپره وجود من ازت فکر نکن دلبند به یاد من فقط بد میشی سخت میشی تو جنگ روزگار پیش میاد فکر نکن منو به یاد نیار بعد رفتنم تو قفلی رو منو عکسای من نمیزنی دستتو به من که از تو به من گیج میشم با قرص خواب یه بند رو تخت خواب رو تخت خواب با اون تو تخت خواب نصف شب که تو هی هق بزنی و تو مخ بری که پیشش نمونی بلند شی تو خونه راه بری این خودش خیانته برات عادته وقتی هستی پیشه اون به یاد من نمون که دلت بگیره از سرد و گرم روزگار که چششت نگیره هیچکسو مثل من نذار نه نکن تو بازی باهاش پیشش تو زندگیش بمون تو باش راضی باش بعد رفتنم تو قفلی رو منو عکسای من نمیزنی دستتو به من که از تو به من گیج میشم با قرص خواب یه بند رو تخت خواب رو تخت خواب با اون تو تخت خواب نصف شب که تو هی هق بزنی و تو مخ بری که پیشش نمونی بلند شی تو خونه راه بری این خودش خیانته برات عادته وقتی هستی پیشه اون به یاد من نمون