<p>روزگار من و مویش به پریشانی رفت<br>یک شب آرام رسید یک شب بارانی رفت<br>یک شب آمد من مجنون به جنون افتادم<br>دل دیوانه ی خود را به نگاهش دادم<br>روزگار من و مویش به پریشانی رفت<br>چشم بستم دل مجنون پی لیلا برگشت<br>چشم بستم که دلم سمت تماشا برگشت<br>زلف یک خاطره در باد پریشان میرفت<br>دل دیوانه پی اش دست به دامان میرفت<br>میروم گریه کنم باز دمی را در خود<br>میروم غرق کنم کوه غمی را در خود<br>میروم باز میان همه ی رفتن ها<br>باز هم میروم از شهر تو اما تنها<br>داغ فرهاد به دل دارم و دلدارم نیست<br>دل گرفتار همان دل که گرفتارم نیست<br>یک نظر دیدم و یک عمر پی یک نظرم<br>من دیوانه به زنجیر تو دیوانه ترم<br>میروم گریه کنم باز دمی را در خود<br>میروم غرق کنم کوه غمی را در خود<br>میروم باز میان همه ی رفتن ها<br>باز هم میروم از شهر تو اما تنها<br></p>