اونجایی که یادمه
یککم فکر کن به همین یه جمله
همه فقط خواستن برن بهشت
هیچی نخواسته بسازه بهشت
پس نتیجه چی میشه؟
ها؟ همه میخوان برن
هیچی نساخته بهشت
پس بهشتی وجود نداره
ما باید در کنار هم بهشت رو بسازیم
گفتم چه جوری؟
اول از تو خونه خودموم
بکشیم بیرون از همدیگه
آزاد بذاریم
تا تصعودی به شکل
یک یک دو دو هشت
با اثر پروانهای
همهچیز
به هم
برمیگرده
تو بگو بهش کدومه
اصلاً تو این زمین بهشت کجا بود؟
ما چه بیخیال و ساده بودیم به همون
هرچی گفتن که اشتباه بود
تو بگو بهش چی شدش
اینجا حکیمور که رفتش زیر خاک
تو بگو عشق یعنی چیچی ما که دیدیم
بالاخره میره هر عشقی به فاک
تو بگو بهش چیدومه
اصلاً تو این زمین بهشت کجا بود؟
ما چه بیخیال و ساده بودیم به همون
هرچی گفتن که اشتباه بود
تو بگو بهش چی شدش
اینجا حکیمور که رفتش زیر خاک
تو بگو عشق یعنی چیچی ما که دیدیم
بالاخره میره هر عشقی به فاک
همه بیمصرف، همهفوخور و کُدن
یه مشت گاو دور من
همه چشمها کثیف با سر همسرت هم
همه جا چادر غم
بین این همه زخم و لَشگار اَند
تو هم دوست داری یه زن
کیرو تو ماچ کنه نه
همه فکررا کُس و کیره
هرکی همین سر شب اومده نشاده صبح میره
هماینفرام بریم
میبینی هماینفردا هم پستیره
یککم اینجا بمونی
میبینی کلاً نفس گیره
همه جهان نفس گیره
همه درهایی دستگیره
تازه اگه ددی باشهست
کُمپلت بمبست زنجیره
همه قاطیه هم
دزد و دلسوز ژک و جنده
سوور و مست و همشیره
حاجی بالای منبر آنو میکوبه
پوش و برمیداره
آمریبا اوباما میآد
همو من یکچای بیشتر از حدیَم
تو خواب نر و پوما زیاد
همه وحشی ولی باز دل تو این وضعیت
انجامان هم پس میده کارما بیاد
تو بگو بهش چیدومه
اصلاً تو این زمین بهشت کجا بود؟
ما چه بیخیال و ساده بودیم به همون
هرچی گفتن که اشتباه بود
تو بگو بهش چی شدش
اینجا حکیمور که رفتش زیر خاک
تو بگو عشق یعنی چیچی ما که دیدیم
بالاخره میره هر عشقی به فاک
من خستهام از جماعت زندهکش مردهپرست
خستهام از این دلیچه خورده ترکش
خستهام از این همه تِز آوردهاش
به دروغ
خستهام از آدما و جای شلوغ
او
روسیشه حاکم کردم نوشتم که طبیعت هوشمنده
مثلاً اوناینکه گوری که پسفردا میبینه
حالا بچهخودش دوستبنده
مثلاً شکارچییه میبینه یه جوفتخودشو بوسکنده
زبان جوری میچرخه که
بریزه پوستخنده
از بالا نگاه کردی منو آره
گوز و بغض تو رو هم میبینا
همون تو تانک سوارشو یه روزی دُم تو رو هم میچینن
من که سگخور هزاربار شدم
یه بار بالا مرهی گُروخور هممیشینن
یه سریهام اگه تو بکنم میمیرن
منم از اینا گاهی دور خودم میچینن
اینا خندن ولی سُرفه کنم میرینن
دوستدارم یه نفر از این آدمهایی که
زیر کامنت فحش میده الان بلند شه
با اسلحه بزنه تو قلب من دیگه
ضد گلوله زنهنپوشیدم
خایشو دارید بفرمایید
منتظرم برم بیاد
تو روز بارونی برم
دی
اللهی که بعد من
دین و ایمانهت
سمت کفر نرده
منتظرم تاریک بشه
تو شب و تاریکی برم
خواهد
اللهی که بعد من
دین و ایمانهت
سمت کفر نرده
من و ولکن
باشم
تاریکامان
چه قدر آزاد و رِغام
بذار من
از اشتیاق تو
در
رفسانی
باید بره
تو نکن گریه برام
چه قدر خون دل و
درد زیاد
تا که بفهمیدم
خودمو
هیچموقع
نکم ندم
چه قدر رد شدم از
تشنگیهام
سیرستم
منِ خسته
چه بر بازوئی
بهم زدم
تو بگو بهش چیدومه
اصلاً تو این زمین بهشت کجا بود؟
ما چه بیخیال و ساده بودیم به همون
هرچی گفتن که اشتباه بود
تو بگو بهش چی شدش
اینجا حکیمور که رفتش زیر خاک
تو بگو عشق یعنی چیچی ما که دیدیم
بالاخره میره هر عشقی به فاک