یه سایه میدوه دنبال من تنها و وحشی رو زمینم بی هوا نوشتن اسممونو توی بدها وسط زخمی ترا طلب دارم من از این زندگی از این شبا هرکی به ما رسید یه جوری به ما مالید که یه ور رنگ شدیم یه ور آینه دق ما مانی تا یه روز چشم وا کردیم فهمیدیم که بابا نیست واسه همین زرد و خوش مثل آخر های آبانیم هرکی به ما رسید یه جوری به ما مالید که یه ور رنگ شدیم یه ور آینه دق ما مانی تا یه روز چشم وا کردیم فهمیدیم که بابا نیست واسه همین زرد و خوش مثل آخر های آبانیم مثل پاییز سرد بی رحم و گرگ مثل ما نیست تقریبا تو گود همه همه جا ترجیحم بی من تفریح کم میشم تدریجا بزرگ یاد روزهایی که خوش بودیم تخس و مومین میترکیدیم دیدی تو هر پست خوبیم هر رویه فتح یه برد موج مونی هر رویه زرد و خردی مشت خونی همه ما زیر فرش بودیم حالا زیر زمینی رو پشت بومیم شکر رویم رک رویم پر رویم نک تو تیم عشق جوونیو از ماها بگیر صاف بکن تو کف ترا یه پیر حرف نمیزنن همکارای سیر نفرت میاد از انبارای شیر شهر پر از پارتی کثیف دیو درست میشه از باربی ظریف میز بزرگ چیده کارتیه ردیف کیف کلفت میشه به پارکیه حریف همه ماشالا هزار شدن آهو خوشگلا که شکار شدن الان گرگ های تازه کار پرن حاضرن واسه پولم به کار کنن چون 40 میلیون حقوقت باشه مهم نی تخم مرغ تا 1000 تومن مهم نی پس بده فشار تو هم هرکی به ما رسید یه جوری به ما مالید که یه ور رنگ شدیم یه ور آینه دق ما مانی تا یه روز چشم وا کردیم فهمیدیم که بابا نیست واسه همین زرد و خوش مثل آخر های آبانیم یه سایه میدوه دنبال من تنها و وحشی رو زمینم بی هوا نوشتن اسممونو توی بدها وسط زخمی ترا طلب دارم من از این زندگی از این شبا یه سایه میدوه دنبال من تنها و وحشی رو زمینم بی هوا نوشتن اسممونو توی بدها وسط زخمی ترا طلب دارم من از این زندگی از این شبا همش تو خواب چرت و پرت تیر و بچه ها سی و خرد به متعجبی شد صبح کی همه رویا یخ زد و مرد حیف متنفر از این بدی ها متنفر از این وری ها متنفر از اون وری ها همه شهر عقده متحو از اون پری ها شده انبار افعی همه در حال نیش زدنن خب شهر میشه پر امواج منفی ادوار حرفی فول آپشن همراه تبری ریختن دورت ها از همه بی ریخ تر خود دنیا از اونایی که شکم پره چون دردی نداره شکم پره مرام مردی بی رحم بوده هرکی به ما رسید یه جوری به ما مالید که یه ور رنگ شدیم یه ور آینه دق ما مانی تا یه روز چشم وا کردیم فهمیدیم که بابا نیست واسه همین زرد و خوش مثل آخر های آبانیم هرکی به ما رسید یه جوری به ما مالید که یه ور رنگ شدیم یه ور آینه دق ما مانی تا یه روز چشم وا کردیم فهمیدیم که بابا نیست واسه همین زرد و خوش مثل آخر های آبانیم