آسوده بخواب آسوده مثل مرگ با من حتی نیزههای دورمون همه شاخ و برگ دادن آلوده نباش آلوده مثل فرد یادم حتی بحثهای دیروز میام دائما یادم خاطره بد نساز واسم که من از سازم نه مثل من برای تو نه مثل تو هست واسم خاطره بد نساز واسم که من از سازم نه مثل من برای تو نه مثل تو هست واسم نمیدونم کی بود که انگار همین دیروز هی یه عالم بیرون یه آدم دیوونه یه مغز و پنچر به دست خودکار یه دست به خنجر یه بغضی که وصل حنجره است توی چوقتی پشت پنجره است اون یادداشت مزه بد واسه من الکی معذرت خواستم حتی واسه کاری که نکردم عذررما واسه معذرت خواستم نمیدونم چی شد ولی یکم کم بشه از دوشم دلم یه همدم میخواد واسه شبام نیستم هرچند زیاد ولی تنهایی آورده بالا وقتشم خرجم بیاد من دیگه از همه کندم حتی پر از غم و خندم من دورم از همه میمونم جوری که همش میخندم دلم یه همدم میخواد