صدای موج دریا میده موهات من زیر پوستت غرق میره روح واست دل منو میبری آره با یه چشمک و من مشغول چیدن پایه های عشقم مشغول خوندن آیه های عشق صدای زندگی میده خنده هات تو هر نوع پادشاهی میشه بردت منم یه شاه که جلو چشمای تو گیش و ماتم ولی همه خوبی بدیشو با هم یه حس آرامش میده دستات تو چشمامون به هم خیره پس ما همه جا وصل همیم و میدونی دلامون به همدیگه بیمه است تو یه چیزی توی نگاهت هست که من بدجوری قفل چشاتم تو یه نوری که تابیده به تن قشنگ و من یه سایهام که همیشه باهاتم تو یه چیزی توی نگاهت هست که من بدجوری قفل چشاتم تو یه نوری که تابیده به تن قشنگ و من یه سایهام که همیشه باهاتم یه حس خوبی بهم میده تنت انگار یه جزیره خاموشه اجبار شده بودنت واسم انگار پر مورفین آغوشت بذار با صدای خندههات قلبم بلکه یه ذره آروم شه تو یه طعمی انگار توی لبات هست که همه مزهها توشه تو یه چیزی توی نگاهت هست که من بدجوری قفل چشاتم تو یه نوری که تابیده به تن قشنگ و من یه سایهام که همیشه باهاتم تو یه چیزی توی نگاهت هست که من بدجوری قفل چشاتم تو یه نوری که تابیده به تن قشنگ و من یه سایهام که همیشه باهاتم پری شب سر شب نزدیک بود بدون تو من اهلی شم نزدیک بود به جون تو باز خطری شم فقط کنار تو آرومتر از همیشه ام پری شب سر شب نزدیک بود بدون تو من بستری شم نزدیک بود بمیرم هنو سر شب فقط با تو اون شکل خالی از هوسم تو یه چیزی توی نگاهت هست که من بدجوری قفل چشاتم تو یه نوری که تابیده به تن قشنگ و من یه سایهام که همیشه باهاتم تو یه چیزی توی نگاهت هست که من بدجوری قفل چشاتم تو یه نوری که تابیده به تن قشنگ و من یه سایهام که همیشه باهاتم