آه یک، یک، دو، دو هشت از اون روز که دنیامو دیدم تو نگاهت روی ماهت منو دیوونه کرده انگاری توی زندانی و منم بیرون نرده منو بکش تو این قفس و قفلم کن منم دیوونه زنجیری تو کنار تو عزیزم اون جهان همه از دم کیریه مات تو واسم بهشت و ساختی طبیعتم شدی تو عاشق همین من بیتربیتم شدی تو همهچیمی خدایی نیمهی گمشدنی من میخوام گمشم از این دنیا با تو تنها راه گمشدنی تنها راه گمشدنی تنها راه گمشدنی تو تنها راه گمشدنی از این برزخ تاریک منو میبری لبه بهشت با اون کمر باریک با اون تیپ خفن آنتیک تو لبات طعم عشق میده نه مثل بقیه طعم لجن ماتیک تو که باشی لازم نیست من بکنم خب با هرچی عنتر فابریک تو واسم بهشت و ساختی طبیعتم شدی تو عاشق همین من بیتربیتم شدی تو همهچیمی خدایی نیمهی گمشدنی من میخوام گمشم از این دنیا با تو تنها راه گمشدنی تنها راه گمشدنی تنها راه گمشدنی بعضی وقتا انقدر پر کردن که تنها راهت گمشدن توی شخص دیگهست و برای گمشدن باید اول طرفت هنر و ظرفیت و حرارت و لیاقت گمکردنتو تو خودش داشته باشه بده دستاتو نگاه دستامو یخ کردن تورو گردن میگیرم منی که میگیرم کلا افرادو سخت کردن غیر تو دست هرکی دادم این تنو ببین صد جامو زخم کردن غیر تو دست هرکی دادم من این دلو کشتنش ده بار در رفتن تو واسم بهشت و ساختی طبیعتم شدی تو عاشق همین من بیتربیتم شدی تو همهچیمی خدایی نیمهی گمشدنی من میخوام گمشم از این دنیا با تو تنها راه گمشدنی تنها راه گمشد