خدایا چرا عاشق شدم من؟
دیگه از دست این دل، یه شب آروم ندارم
وای چرا تو این زمونه، شدم قربونی عشق
اسیر روزگارم...
دو چشمای نازش، میشه تو کتابم
شبای وقتی میخوابم، میبینمش تو خوابم
براش نامه نوشتم، قشنگ و عاشقونه
نوشتم با دو چشماش، منو کرده دیوونه
خدایا چرا عاشق شدم من؟
دیگه از دست این دل، یه شب آروم ندارم
وای چرا تو این زمونه، شدم قربونی عشق
اسیر روزگارم...
خدایا چرا عاشق شدم من؟
دیگه از دست این دل، یه شب آروم ندارم
وای چرا تو این زمونه، شدم قربونی عشق
اسیر روزگارم...
تو پنجرهی سنگین، میشینم تو بیدار
چشمهام رو تو ابرو، سرم رو سنگ دیوار
براش آواز میخونه، لبهای سخت و بسته
میآید خورشید با زمان، هنوز اینجا نشستند
خدایا چرا عاشق شدم من؟
دیگه از دست این دل، یه شب آروم ندارم
وای چرا تو این زمونه، شدم قربونی عشق
اسیر روزگارم...
خدایا چرا عاشق شدم من؟
دیگه از دست این دل، یه شب آروم ندارم
وای چرا تو این زمونه، شدم قربونی عشق
اسیر روزگارم...