یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
دوره کمکم باز دلم دیوونه میشه
خونهٔ دل مثل یک غمخونه میشه
چشم من گریانتر از ابر بهارون
اشکهای من گادی یک رودخونه میشه
نکنه که بعد از این اسیر غمها بمونم
توی این شهر و دیار همیشه تنها بمونم
ای خدا کاری نکن که دل به یادش بشینه
تنها پایاد اون تو جنگ شبها بمونم
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
دلشکسته در غروب ماهتامت
عاشقی مرده دیگه تو عالم تو
تو بمون با اون دلی که نامهربونه
من میرم باکولهباری از غمهاتون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
دلبهزنجیر غم و غصه اسیره
تا لب چشم میرهتشنهمیمیره
یا شبو مهتاب و بهشوا میدزدن
یا روزو خورشیدشو سایه میگیره
نکنه که بعد از این اسیر غمها بمونم
توی این شهر و دیار همیشه تنها بمونم
ای خدا کاری نکن که دل به یادش بشینه
تنها پایاد اون تو جنگ شبها بمونم
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
دلشکسته در غروب ماهتامت
عاشقی مرده دیگه تو عالم تو
تو بمون با اون دلی که نامهربونه
من میرم باکولهباری از غمهاتون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
دوره کمکم باز دلم دیوونه میشه
خونهٔ دل مثل یک غمخونه میشه
چشم من گریانتر از ابر بهارون
اشکهای من گادی یک رودخونه میشه
نکنه که بعد از این اسیر غمها بمونم
توی این شهر و دیار همیشه تنها بمونم
ای خدا کاری نکن که دل به یادش بشینه
تنها پایاد اون تو جنگ شبها بمونم
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون
یه روزی تنگ غروب آسهمون میرم از شهر تو ای نامهربون