نتائو دردی دآدو
الکی نخندی عوضی چقدر با غصه قشنگی
سردی مثل خاکت
چیزی به جز زهر تلخ نه دادی
ایسه یه نفس کرمان ندادی
تو ذوقم هست سر صبح و زود
دیگه برام مهم نی چی ام کی ام
جر دیپ تیپیک میگذره اون اما
انگار با مشت زدن تو هِرادَم
همش تو خونه پایه زهر ماری
کنسل حتی سفر کاری
همش بغض همش درد
فقط اُفت عقب گرد
سرسبز وقتی رفتن بود
وقت یخ کردن بود
مال خود تو ، مال خود من
مال حرکت کردن بود
نگرد
گرد نیست دست نده
دست نیست چون که داره تل و تل و میخوره بغلت میخواد
شبیه تو باشه مست
نیست تو کوچه بودنمون بهونه نبود
نخوردن نبودن دون نبود
دلیل سرما رو تحمل کردن
بسته بودن در خونه نبود
به هر گرمای دل ندادیم
واسه هر گوشه شعر نگاریم
هزار تا مسخره آشغال دورمونه
یه دونه مسخره واسه فیت نیاریم
نتائو دردی
سنگین و لِشام که نداره طاقت وزن کلهشو بدنم
رو هم حفاظ بعد دارم
من باز با خودم تنهام
تا میام رو لبم خندهام میمیره
میگذرم با سنتر استاپ
رعد و برق صداهای تو کلهام ساکت وشن
باز چه خبر میرینه تو حالت دشام
زندگیمون گرفت توالت دشام
نگو میخونم به روزی که من مردم
خدایی بسنهیا که دور یه سر تو تخت
خدایی از مسیر رفتنم بخونم
خدایی از ورقهای دفترم که دورم
هر شبِ که پا دوی صبح نمیشه
عشقی که بوی پالتوی کهنه میده
مثل دامنه کوه پایین ایستاده
جرأت ایستادنو به قله میده
انقدرای سردی که بعضی وقتا
از بغلت رد میشم تموم شعرام یخ میزنه
بهام منی لعنتی حتی وقتی وسطهای شهرِ وره
انقدرای سردی که بعضی وقتا
از بغلت رد میشم تموم شعرام یخ میزنه
بهام منی لعنتی حتی وقتی وسطهای شهرِ وره
انقدرای سردی که بعضی وقتا
از بغلت رد میشم تموم شعرام یخ میزنه
بهام منی لعنتی حتی وقتی وسطهای شهرِ وره
arya
I.R.G