واسه چیخچیک بارون، غم ابرهای دلامون، همه رد شد تا دل من برسه به این زمستون. سختی دوری از تو که مثل برگهای پاییز میریزه از توی قلبم، یاد چشمهای بهاری. یلدای منی، تو فال منی، نری و قصههامون از یاد ببری. یلدای منی، همه فال منی، نری و غصهتو باز تو دلم جا بذاری. زده سرم نگاهت به دل غمزده من. شده قلبم تیکه یخ مثل سردی چشمات. مثل برگ ریزون پاییز زردی قلبمو پاک کن. مثل برفهای زمستون قلبمو سفید و پاک کن. یلدای منی، تو فال منی، نری و قصههامون از یاد ببری. یلدای منی، همه فال منی، نری و غصهتو باز تو دلم جا بذاری. یلدای منی، نری و قصههامون از یاد ببری تو که تو فال منی. یلدای منی، همه فال منی، نری و غصهتو باز تو دلم جا بذاری. یلدای منی، تو فال منی، نری و قصههامون از یاد ببری. یلدای منی، همه فال منی، نری و غصهتو باز تو دلم جا بذاری. یلدای منی، تو فال منی.