یارا دل و جان کرده عجب قصد تو رایارا ساختم کنج دلم قصر تو رایارا چه بلاها که به جانم نرسیدیارا تو خطا کن بکشم حبس تو رانرنجان دل این عاشقه رسوایت رابپوشان ز همه جنگل موهایت راشدم در به در کوی تو من دریابمعشق دلخواه من و ماه من و مهتابمنرنجان دل این عاشقه رسوایت رابپوشان ز همه جنگل موهایت راشدم در به در کوی تو من دریابمعشق دلخواه من و ماه من و مهتابمخدا کند تب کند جان بیمارمببینمت که شدی تو پرستارمبه درد عشق مبتلا شد دل زارمجان به جانم نکن ای دل آزارمنرنجان دل این عاشقه رسوایت رابپوشان ز همه جنگل موهایت راشدم در به در کوی تو من دریابمعشق دلخواه من و ماه من و مهتابمنرنجان دل این عاشقه رسوایت رابپوشان ز همه جنگل موهایت راشدم در به در کوی تو من دریابمعشق دلخواه من و ماه من و مهتابم