خدای آسمونها خدای کهکشانها برس به داد دل داغون ما جوونها خندهمون که نقابه آزاد بودن یه خوابه انگار داریم میرقصیم رو شیشه خردهها واسه ادامه خدا به دادم بره از پشت این همه میلههای زنگ زده نجاتم بده چقدر تهران بد دله دارو نمیخوام حالم داغونه بیا دیدم تا شده با این آلودگیها پشت عینکم همه مشکام گیر کرد مثل تهران بارون نمیاد انرژی واسم نمونده استرس زده زیر گلومها دکترم میگه اگر چی نکنی کم کم میشی هیولا پیادهروها رو متمت اتوبانها رو گاز میدم و هقهقفک چرا هرچی میام بتنه میرسم خب مگه نه که زمین گرده شت این آدما ته ویوی بدبینه که همیشه تیوی شریک که توی دود خفه میشه من تو اتاقم یه دم دیگه خدای آسمونها خدای کهکشانها برس به داد دل داغون ما پیر کردن اینجا منم پیر روزگار تو ایرانم بیست پنج چلم رد کردم انگار حالم داغونه باید بشینیم ما بارونه اکسایت نمیکنه آرومم حالا باز خوبه باز خوبه خدا رو شکری هم میکشه که بکشم تو و ندا میزنه زیرشو میگردونه رو بابا یزید چی که مثل قبله خوبه دیگه نیکولینا پارتی هر روز خدای آسمونها بگردم تو کوچهمون نگران چیزی نباشم شب و نه پاچم که بخوام صبح و نباشم بین من و اون اصل خودم یهویی دعواشه حواست به اطرافتون پس باشه تو سرما بпаجا تو رستوران بیست نخوری عمو که یه بابا اگه بیست نشدی هم علت چیه ماها معلوم شدیم ما دغدغه خودتونو معلوم کنید اون وقت صبح نیستم که کلید کنه نکنم خودم یکینو میخوام که لیفت کنه منو خیلی سخت نگیر قراره بشینم سخت همین روزا بعد یکی الکی باهام همین پریروزها رفت نگاه میکنم میبینم سه سالیه مثل برق میگذره مثل یه ثانیه نگاه میکنم میبینم سه سالیه مثل برق میگذره مثل یه ثانیه