ای غنچه ی مهربانی، چون گل شکفتی به یادم. با سوز و ساز جوانی، در شهر تو پا نهادم. در دام عشقت فتادم. سرگشته ام در شهر تو، از هر طرف رانده. آن اولین دیدار ما، در خاطرم مانده. یاد تو چون سایه ای، بر دیده پا می نهم. نیمه شب ها به خواب و رویا. اکنون بیا تا کنم، آویز گردنم. سینه ریز ستاره ها را. افسانه های نگاهم، در آن شب آشنایی. پیوند شد با وجودم، چون نغمه های خدایی. ای آرزویم، ای قصه گویم، امشب کجایی؟ یاد تو چون سایه ای، بر دیده پا می نهم. نیمه شب ها به خواب و رویا. اکنون بیا تا کنم، آویز گردنم. سینه ریز ستاره ها را. افسانه های نگاهم، در آن شب آشنایی. پیوند شد با وجودم، چون نغمه های خدایی. ای آرزویم, ای قصه گویم, امشب کجایی?