چی شده؟ کجام؟ زمین دور سرم داره میچرخه. چرا حلقه زدین دور و برم؟ رفیق این بزرگی آدمو ندیدی. تو الاغ سوار بودی، خاطر خریدی. چیزیم نشد. برو ولی ای کاش میمردم، کاش پرت میشدم، محکمتر زمین میخوردم. آقا دمت گرم، خوبم. بذارید برم. فقط اگه داری بده یه پنج هزاری به من. داداش میگم خوبم، تو به زور منو میبری تو ماشین. آقا ول کن. خانم تو یه چی بگو دیگه. آبجی منو پیاده کنید، بذارید هم تو مسیر دردم برم اینطوری شما رو اسیر کردم. تو این ماشین یه چیزی مثل خوره داره منو میخوره. این اصرارم یه دلیلی داره، نگو بیخوده. من معتادم، نمیدونی انگل جامعهام. آدما رو ول کردین، شدین همدم جانور. ببین شما با کی میخواین برین سیزده به در. من خودم سیزدهم شدم از همه جا به در. شب باید با سرنگ و سوزنم عشق بازی کنم، صبحم تو خرابه ها چشم باز میکنم. من که دوست نداشتم بدم تنو به این سوزن. آخ ازم بپرس کی منو به این روز انداخت. میخوای داستانم رو بگم؟ باشه بشنو حتما. یه دختر بود که عاشقش شدم من. بهم میگفت تو مخالفی حتی با یه ویسکی. هر جا هم که با هم میریم تو پایه نیستی. نه مشروب، نه قلیون، نه اهل سیگاری. پس چیکار میکنی آخه هر وقت که بیکاری؟ خواستم باهاش پایه باشم، اهل همهچی شدم. تازه دارم میفهمم که در به در کی شدم. اون که ازم خسته شد از عشق زیاد، الانم واسه یکی دیگه عشق میاد. الان از گاهی سر این چهارراه میبینمش ولی هر بار با یکی منم میریترم عشق. حتی یه بار جلو پام ترمز زد همون نگاهو داشت با موهای پرپشتتر. بهم قول داد گفت واسم اسفند دود کن. چی بگم؟ اینم قسمت بود خب. دیدم بهم خیره شده دو به شک بود ولی منو نشناخت آخه دو شب بود. اعتیاد وقتی بگذره از آستانه درد دیگه تموم میشه داستانه مرد. مادرش بهش میگه ذلیل مرده، اون که سرپا بود و حالا دیگه زمین خورده. به خودم اومدم دیدم پدر غرق الکله. مادرم میگفت میخواد خودش رو در به در کنه. یه شب دیدم مادرم گوشه اتاق سنگ شده. به خودم اومدم دیدم دلم واسش تنگ شده. مادر مرد شدم که تنهای بیکس دیدم نمیتونم بگم دردامو به هیچکس. با کلی غصه فردای خاکسپاری گفتم خب حالا کی واسم بره خواستگاری. به جز مادرم که دیگه کسی پشتم نبود، بود کاش هنوز از نیشگوناش پشتم کبود بود. الان پنجشنبهها از قبلش بیتابم، شبای جمعه سر سنگ قبرش میخوابم. شاید فکر کنی که حرفام تاثیر درده ولی منم بودم یه جوان تحصیلکرده. میگن معتادا مثل همن، تو سر کاری. ما معتاد داریم کت و شلواری. ما معتاد داشتیم استاد دانشگاه آخر ترم جور میکردیم جزوهها رو با اشکال. تو خماریاش کلاس و تعطیل میکرد. فکر کردی اینا به جامعه چی تحویل میدن. امثال من که تا خرخر تو دلم اعتراضمو میکنم فقط قرقره تو دلم. وقتی هر روز درگیر باشم با درد زیاد تو سرمم بزنن صدام درنمیاد. کسی نمیخواد نگاه خستمو ببینه. انگار گناهه که یکی دستمو بگیره. پول نمیدن بهم میگن که میرم میکشم همین روزاست. گرسنگی بمیرم نیمهشب. یه عمو داشتم حاجی بود تو بازار رو اسمش قسم میخوردن. گفتم یه روز ماشین تو بهم قرض میدی عمو. دیدم رنگش پرید گفتم ترسیدی معلومه. نمیخواد باشه زیر پای شیرپسرت، نمیاد به برادرزاده بیپدرت. میخواستم ماشین باشه از خوشحالی از گوش برم با دوستم تو جاده سیاوش قمیشی گوش بدم. ولی نداشتم، پدر نذارست بیخیر. یه کارگر بود نداشت دیگه. گفتم پدر مادر بالا سرم نیست، پدر مادرم شو یه روز وقت بذار واسم. ببر آدمم کن، ببر تحویلم بده به کمپ و پولشم تو بده. و وقتی سالم شدم مونسم تو بشو رو منبر نرو. نگو این راهو رفتی کج، یه معتاد و نجات بده انگار رفتی حج. اینا رو به کی میگفتم؟ همون عموم که تو سالم بودنم هم نبود پلوم. گفتم جوانم باید تو چاه بیفتم. جا افتاده نیستم یه روز جا میفتم. تو که جا افتادهای با تجربه به اولادنت نگو که ما رو دید راه کج کنه. وقتی خونم، تنم، فامیل رفتارشش با مینه غریبه جای خود داره حق داره وامیده. غریبه تویی که با تو درد و دل میکنم. دنیا به ما رسید گفت از تو دل میبرم. قسمت تو بود بتونی سوار ایناشی اما واسه من غریبه هوای این ماشین. تو خوشی چیزی که نمیده حسشم به ما دست. شاید باید میزدن بهم نصف شب سه تا مست. و دختری که تو ماشینه همون عشق منه. من اشتباه نمیکنم اسمشم ستارهست. اسمشم ستارهست.