من عشق تو را در دلم پروراندم تو را انتخاب کردم و از تو خواندم سر تو سر من دعوای عشق و قلبم چقدر زخم خوردم به پای تو ماندم ولی من تو را دست رویا سپردم برین قایق غم را به دریا نبردم مگر لایق عشق تو من نبودم که بغضم را هر شب به یاد تو خوردم نماندی نماندی شکستی دلم را نماندی ببینی زمین خوردنم را تماشا کنی حال ویرانیم را نماندی ببینی ز خود مردنم را نماندی نماندی شکستی دلم را نماندی ببینی زمین خوردنم را تماشا کنی حال ویرانیم را نماندی ببینی ز خود مردنم را تمام وجودم به نام دلت بود دلم عاشق تو بود و رام دلت بود ندانسته بودم شکسته دلم همان بازی ناتمام دلت بود نگارم تو بودی قرارم تو بودی همان یار شیرین بهارم تو بودی چرا پای بیتابی من نماندی امید دل بیقرارم تو بودی نماندی نماندی شکستی دلم را نماندی ببینی زمین خوردنم را تماشا کنی حال ویرانیم را نماندی ببینی ز خود مردنم را نماندی نماندی شکستی دلم را نمان