حمیدرضا بابایی
چن تیم، امیر بهادر
تو غربتی گرفتارم
تو خاک دامنگیر تو
تیغ دو لب میماند
چشای سر سنگین تو
من نفسم جنس سرد پسر یارقره
او دنیای دروغ
زاده میشیم هر بار با درد
او دنیای دروغ
زاده میشیم هر بار با درد
چن تا نوشتم نوشتم به یادگاری
این دنیا ما رو مانه بود با ما نه داشت سازگاری
چرخش چرخه روزگار هیچ وقت نبود با کام ما
کاش بشه روز جابجا قانونش و شهدا
زیر سایه پروردگار ندیدیم هیچ عدالتی
سهم ما را دنیا نداد نکردنی شکایتی
سهم ما را دنیا نداد نکردنی شکایتی
دین چیده از بنیس
تا غم از غمگینیس
یا مرگ یا کنج قفس
رایی به جز دنییس
نه درد دل کلگی
نه خوشاخلاق کسی
آدم وصله به نفسی
هر نوع کسمی شکسی
چن تا نوشتم نوشتم به یادگاری
این دنیا ما رو مانه بود با ما نه داشت سازگاری
چرخش چرخه روزگار هیچ وقت نبود با کام ما
کاش بشه روز جابجا قانونش و شهدا
زیر سایه پروردگار ندیدیم هیچ عدالتی
سهم ما را دنیا نداد نکردنی شکایتی
سهم ما را دنیا نداد نکردنی شکایتی
ترانه حامد بابایی