برگرد عزیزم که مرا همنفسی نیست
در خانهٔ ویرانهٔ دل بیتو کسی نیست
نه یادی ز کسی میکنه
نه بیتو هوسی میکنه
دل دیوونهای که زدی شکستیش
صدا صدای پای تو شد
هوا همش هوای تو شد
خدا یهو فقط تو شدی و هستی
رسم روزگار همینه
درد انتظار همینه
اما من میدونم و تو میدونی که باز میمونم و هستم
تموم عاشقا میدونن
تو کار عاشقی میمونن
اما من میدونم و تو میدونی که باز میمونم و هستم
بیا تا که در این خونه برای تو کسی هست
بیا تا که دلم بدونه که فریادرسی هست
بیا ای که به غیر از تو مرا همنفسی نیست
بیا تا که دلی هست و درون دل نفسی هست
فریاد ز دستت، بیداد ز دستت
رهایی که ندارم من از چشمای مستت
برگرد عزیزم که مرا همنفسی نیست
در خانهٔ ویرانهٔ دل بیتو کسی نیست
نه یادی ز کسی میکنه
نه بیتو هوسی میکنه
دل دیوونهای که زدی شکستیش
صدا صدای پای تو شد
هوا همش هوای تو شد
خدا یهو فقط تو شدی و هستی
رسم روزگار همینه
درد انتظار همینه
اما من میدونم و تو میدونی که باز میمونم و هستم
تموم عاشقا میدونن
تو کار عاشقی میمونن
اما من میدونم و تو میدونی که باز میمونم و هستم
بیا تا که در این...