عاشق عاشق الفبا سین ت قاف لام الف بایش لام فوتبالی نیستم ولی عاشق گل کوچیکم بوی خاطرات بچگی و میده شیرین دونه عاشق وقتی هم که میدن به مختار شعار فکر میکنن اصلاحشم امضا ولی انگار نه انگار عاشق سفرهای هم که رنگی نیست و عشقی مثل همسفر تو اون بهروز بود و این تو نون در عوضش نمکم تنگش مزشم من بهتره خودم دیگه نزنم حرفش از انگشتام بگیر خبر از طعمش رفیقام همه حسن بقال تورم داره عمراً نمیکنم با هیچی عوض بدلش آره نفس من عاشق مبارزم و اسلحهم قلم اصلا هم دست کمش نگیره هرکی گرمی مرمیه حق خفنتره عاشق ریسکم چون زندگی با خطرم قشنگه بله دیوونهم اما زیدم میگه نمیکنم ترکت در عوض ترکش میکنم دکترا جوابم کردن امیدشون هم ازم قطع عاشق عاشق حرف چند ولی تاثیرگذار درست مثل نوشتههای عقب بعضی از ماشینایی که رو مسیر سفرتن نشستن رو چمن نرم لقمه گرفتن با سنگک گرم وقتی شده پرونده جمع آزادی از قفس تنگ اینکه از همه بند بگیرم طرف حق بکنم واسه وطنم جنگ با فشارید تا سرحد مرگ رقص برگ یه چی میخوام بگم که نداره از همه مسئله رفت من غول آخرم تو رفت رسیدیم مرحله چند عاشق دستپخت مادرم مگهرم سرد باشه مشکلی نیست در عوض یه ادویهای میزنه که بکر تو هیچ رستورانی نیست و اسمش عشقه عاشق وقتی هم که تو راه رسیدن به هدف بکنم پاهایم قلم چه انتظاری میره ازم برم عقب نه برعکس مخصوصاً وقتی با اینی که از تو دست دارم سرجم سه تا قلم بگو عجب ریاضی که هستی بلد عاشق دریا دلم میخواد پسوندش باشه سوز پس رسماً واسه اون رو عرشم و توپ صدا میده بم بم کشتیام غرق نمیشن ولی خب دلم سوخت عاشق انتقامم ولیکن بخشش شیرینی توش هست که نمیشه وصل بهش کرد عاشق خودشناسیم و ضعف و باز کشفش کرد ترس و باز دفنش کرد هدف و باز شناخت و بعدم سمتش رفت عاشق وقتی هم که منم و خدا و بس فرشتهها دست حاجت رقص مست مست میگیرم جشن که مال دنیا هیچه پشم تاش مرگ عشق از پس میشه نشست چشم و بست رسید به اصل اصلاً یکی دیگه از این عشق میکنم خاک و ترک و میشم به آسمان وصل روم و میکنم به سمت زمین نشون میدم یه شست بیا این ترانه باردار حاملهست اسم بچههاشم پیام و نوید و امید و خاطرهست