من موندم چیزی، یکی دیدن تو رو. من بستم چمدونو تو بستم چشمامو از اینجا برو. فکر کن یکی تو اتاق، از شب تا صبح بیدار بود. عطرای تازه میزدی این آخریام یه کمی بیدار بود. فکر کن یکی خوابت که برد، گوشی و از دستت کشید. قربون صدقه هات و خوند و کپی کرد و عکسات و ندید. شاید دل دیدن نداشت، شاید نخواست باور کنه. چی میتونه حال منو از اینکه هست باز بدتر کنه. آره دیدم چجوری تو پشت گوشیت زف کردی و سهون. من خودم دیدم خودم چیکار دارم به دیگرون. من یه جنون آنی من، شبای طولانی من، یه ابر بارونی من، آره خود پشیمونی من. یه جنون آنی من، شبای طولانی من، یه ابر بارونی من، آره خود پشیمونی. من زندگیم از دست رفت راحت، آروم نمیشم حتی یه ساعت. جوری زدی که دیگه از دردش به هیچی نشه اطمینان کرد. آره دیدم چجوری تو پشت گوشیت زف کردی و سهون. من خودم دیدم خودم چیکار دارم به دیگرون. من یه جنون آنی من، شبای طولانی من، یه ابر بارونی من، آره خود پشیمونی. من و یه جنون آنی و من و شبای طولانی و من و یه ابر بارونی من و من و خود پشیمونی من و