<p>در سينه اى گل كرده ام كه باغ نيست<br>در آتشى كه سرخ اما داغ نيست<br>تو آرزوى ناتمام من شدى<br>وقتى سراغى از تو در آفاق نيست<br>ويرانه ای هستم كه گم شد در مسير<br>آزادِ مشروطى به رويايت اسير<br>من در تقلاّ تا تو پيدام كنى<br>تو مى زنى قلب مرا بى حكم تير<br>بى رحم و خونسردى چرا<br>از عشق دلسردى چرا<br>با آن نگاه زخمى ات<br>انقدر بى دردى چرا<br>من بى تو گريانم چرا<br>تفسير بارانم چرا<br>زهرى ولى مى نوشمت<br>اصلا"نمى دانم چرا<br>دنياى من محصور شد به نام تو<br>كو طرح روياگونه ى اندام تو<br>وقتى مرا مى رانى از تنهاييت<br>مى ريزم و سرمى روم از جام تو<br>جانم چرا انقدر بى آرامشى<br>من را به دنبالت كجاها مى كشى<br>تو نيستى و باز با تو سرخوش است<br>ان مرد تنهايى كه تو همراهشى<br></p>