چو اسیر دومتام، رومتام، ای محرم رازم
منام آن شمعاینکه شاپتو بسوزد و گدازم
ای فتنه بهکُشای، بهنوازم
چو اسیر دومتام، رومتام، ای محرم رازم
منام آن شمعاینکه شاپتو بسوزد و گدازم
ای فتنه بهکُشای، بهنوازم
بیگناه همبده، پناهام که از موی تو شُفته ترام
کن نگاهی به خاک راهی، ای سایه لطف و سرم
بیگناه همبده، پناهام که از موی تو شُفته ترام
کن نگاهی به خاک راهی، ای سایه لطف و سرم
که کنم عشقی غیراز تو نخواهم
به خداام، محنت ریزاد ز نگاهام
امیدم که جداام ز او پَرپَرشدهام، خاکزرشدهام
آزرام کن چو چشم خود بیمارام کن
منزل جوید دل شادام از غم عشقت پرسانام
از همه عالم بگساسم تا که به مهرد پابندام
عشق و امید صفایی ای عشق من چه بلایی
کهی زهرا جان به مابازایی
چو اسیر دومتام، رومتام، ای محرم رازم
منام آن شمعاینکه شاپتو بسوزد و گدازم
ای فتنه بهکُشای، بهنوازم