دلم برای اداها، برای غمزه چشمت، برای هرچه که بودی، من عاشق تموزم. به اشک میرسم هر شب، به بغض توی گلویم، به سرفههای مکرر، من عاشق تموزم. چقدر گفتم و نشنید، چقدر رفت و نوشتم، و باز درون ترانه، من عاشق تموزم. به فصلها همه گفتم، به سرد و گرم و بهارش، و به پاییز پر از تو، من عاشق تموزم. دریغ گردم و ای کاش، دوباره فرصت جبران، و تا سلامی دوباره، من عاشق تموزم. من عاشق تموزم و حدس بزن تو کجایی، تو ذهن پیر و مریضم، به هیچجا تو نگفتم. من عاشق تموزم و حدس بزن تو کجایی، گوشه قلبم عزیزم، به هیچجا تو نگفتم. من عاشق تموزم، من عاشق تموزم، من عاشق تموزم، من عاشق تموزم، من عاشق تموزم، من عاشق تموزم، من عاشق تموزم، من عاشق تموزم. من عاشق چشمانت، آن روز که دیداری، بین من و تو رخ داد، شب واقعه بیداری. زیبا دل من بردی، حرفی نزدی اصلا، رویا به سرم آمد، من موی تو را بستم. خوشبوی ترکیبی در رنگ لباس توست، بخت من ژولیده کن لحظه حواس توست. گلها همه مد هوشند، عطرت همهجا پیچید، ای کاش تو گل بودی میشد که تو را میچید. من عاشق تموزم و حدس بزن تو کجایی، هنوز گوشه قلبم، به هیچجا تو نگفتم. من عاشق تموزم و حدس بزن تو کجایی، تو ذهن پیر و مریضم، به هیچجا تو نگفتم.