<p>بهت گفتم میکنم پیدات <br>تازه صبح شب شده گم شده فکرات<br>پسر ماه هنو بعضی شبا رو میکنه ریسک باز<br>میشنوی صدا قلبممو میزنه حرف بات<br><br>کلمه ها شده مثه غده تو گلوم<br>نشستم ته کوچمون <br>رفتم راه رو تنها<br>دید چشم تو چشم منو سایمم پلوم<br><br>موهای مشکیت شده تاریکیه شبم<br>آره همون شبی که ماهش خود منم<br>گفتم بت روز اول اینا همه فنن<br>میدونستم جدا میشه ی رو ا تنم<br><br>ماه که تقدیرش تنهایی بود<br>بیا ببر از بین این تقدیرو زود<br>تا بشه قلبم پر نور<br>چه فایده همه چی خلاصه شد توی دود<br><br>بهت گفتم میکنم پیدات<br>پشت نور ماه هعی میشه تکرار <br>صدا خندت پشتش هعی پیک باز<br><br>رفتی ، اینجا موندش هنو گل رز ابی <br>روحم گنگ و پشتشم خالی<br>قشنگ تره تو تنهایی خیال بافی<br><br>بهت گفتم بری میشم تنها<br>سوزوندی روحمو تو هربار<br>غرق شدم تو سیاهیه چشمات<br><br>نموندی ، اینجا پر شده عقده و کینه<br>شد دیر شد رزت پژمرده<br>رفتن عادیه عقربه هم میره<br><br>بهت گفتم میکنم پیدات <br>تازه صبح شب شده گم شده فکرات<br>پسر ماه هنو بعضی شبا رو میکنه ریسک باز<br>میشنوی صدا قلبممو میزنه حرف بات<br><br>کلمه ها شده مثه غده تو گلوم<br>نشستم ته کوچمون <br>رفتم راه رو تنها<br>دید چشم تو چشم منو سایمم پلوم<br><br>موهای مشکیت شده تاریکیه شبم<br>آره همون شبی که ماهش خود منم<br>گفتم بت روز اول اینا همه فنن<br>میدونستم جدا میشه ی رو ا تنم<br><br>ماه که تقدیرش تنهایی بود<br>بیا ببر از بین این تقدیرو زود<br>تا بشه قلبم پر نور<br>چه فایده همه چی خلاصه شد توی دود<br></p>