شبایی که غرقی تو تنهایی هات، شبایی که خواب به چشات نمیاد، کی میرسونه خودشو با یه زنگ، اما کاراش باز به چشات نمیاد. شبایی که غرقی تو تنهایی هات، شبایی که خواب به چشات نمیاد، کی میرسونه خودشو با یه زنگ، اما کاراش باز به چشات نمیاد. جلو چشات بودم منو ندیدی، آسمونت شدم با کی پریدی، گفتم یه روز میرسه رامون به هم، تو فکرتم فکر من اما شکم. نمیگذره نمیگذره اصلا این روزا، نمیپره بوی عطر تو از این هوا، نمیبینی خسته تر از کل شهرم من، فکرای عجیب توی سرم. شبایی که غرقی تو تنهایی هات، شبایی که خواب به چشات نمیاد، کی میرسونه خودشو با یه زنگ، اما کاراش باز به چشات نمیاد. شبایی که غرقی تو تنهایی هات، شبایی که خواب به چشات نمیاد، کی میرسونه خودشو با یه زنگ، اما کاراش باز به چشات نمیاد. شبا طولانی تر شدن ولی مود کوتاه تر چرا؟ افسردگی گلوتو چسبیده، لفظای غمگین تو استوریات، میدن آمار دوست و تنها لت، رو جدی هر شب مست و پاره، بدبین بودی همش به هرچی، خب تاکسی بودن و تاوان داره. گفته بودم بهت ته قصهم، نفهمیدی چی بوده حسم، حسود بودی به گذشتم، چرا بهتر از تو و کیک سکسم. عشق کرده بود مریض احوالت، هر دومون هم شهید عاشق، بغض شکست و انتهاش رفتم، حواست به بعدی باشه. از قصد کاری کردی که رابطت از دست، دونه به دونه رفتار هات تو یادم هست، ولی هنوز دلم به تو وابست. شبایی که غرقی تو تنهایی هات، شبایی که خواب به چشات نمیاد، کی میرسونه خودشو با یه زنگ، اما کاراش باز به چشات نمیاد. شبایی که غرقی تو تنهایی هات، شبایی که خواب به چشات نمیاد، کی میرسونه خودشو با یه زنگ، اما کاراش باز به چشات نمیاد.