<p>تو بغض کردی از سوال من چیزی نگفتی چون خدایی تو<br>
من یک سوال ساده پرسیدم پنجاه سالم شه کجایی تو<br>
جز اشکی که چشماتو پر میکرد چیزی نگفتی وصف حالت شه<br>
حتی نتونستی بگی عشقم حالا بذار پنجاه سالت شه ...<br>
نزدیک نزدیکی به من اما این سال ها سالای دوری بود<br>
عمری رو جون کندم کنارت که مرز من و تو سال نوری بود<br>
اینا که پرسیدم ازت ای کاش یک روز از عشقت سوالت شه<br>
چیزی نگه راحت ازت رد شه سی سالته هشتاد سالت شه<br>
چند وقته باهم زیر یک سقفیم هر ساعتش چند ساله من تنهام<br>
یک روز قبل از رفتنم میری صد سال بعد <a href="https://rozmusic.com/روزبه-بمانی-صد-سال-تنهایی.html">ا</a>ز رفتنت اینجام<br>
اینارو گفتم چون قسم خوردی با من تمام عمر میمونی<br>
اینارو میپرسم ازم رد شی چون من که میدونم نمیمونی</p>