یه کادر هم خیر توش نیست، درونادنی که گفتن، آدما رو زده پاک میآوردن، ادعای چرکی میبردن. زندگی چی بود؟ چجوری بود؟ یه راه بلند شروعش یهویی بود. همهچیش دکوری بود، همهچی. حال خوب بگو کجاست؟ ما خریداریم، بگو خودمون رو میرسونیم، بگو داریم سینهخیز میآییم، بگو داریم پامون رو میکشونیم. نمیدونم میخواد چی بشه، اصلا برنده کی بشه، اصلا مهم نی چی بشه، مهم نی چی بوده که بخواد مهم باشه چی بشه. دو تا لبخند توقع بود، مثل بال که قشنگی پرنده بود، قرار بود نیفته تنم به تور، نه که وایسه سرم روی تنم به زور. این یعنی دیگه باد یه خلقت، آب ببری بریزی پای چشمت، سنگ باشی بالشت نرم نباشی تبریک بالشت سنگ. همه دارن جار میزنن داداش، همه دارن جار میزنن. دروغ میبافن اهل حقن، اونا عاشق اینن که لاف بزنن. بکاریم قد نکنیم، بریم از پلو هم همو ترک نکنیم، همین الانشم راهی نیست تا مرگ، همو تشنه تا لاله از چند تا مریم. به ساعت شب دوباره توی جادهم، انرژی کم، قد یه دم و بازدم. شیشه پایین، یه قطره بارون باری، سکانس عالی ولی تلخ خود و خالی. سیرم از فردای خودم، من که تش نمیرمش یهو درجا میبرم. پیرم کرد این زمین که سر پام میمونم درجا میخورم. سیرم، غریبه و پیرم، تو خودم اسیرم، نه موندم نه میرم. به خون و گل بوده شاخته، دستهای خالقت با عشقش. این خلقی عارضه بود، از دونش رشدش کاشتهش. از سقوط این فرشته تا آدم لاشی پر کرشمه، ساختههاست این آفرینشی، اشک میکاره پای چشمش. سقوط یه غروری داشت، پرواز یه شکوهی داشت. این غروب یه طلوعی داشت، تو سینه امید دروغی داشت. بردن یه فخر گروهی داشت، باختن وحشت عمومی داشت. من و تو بذر صعود کاشتیم حالا امروز اگه توی سکوتی باش ولی مشتی من دیگه نمیتونم بذارم حرفای مفتشون بره تو من. بگم به من چه با ما خوبن، به درک که یه نسلی میره تو ان. بگم ایول دامتون گرم، حالا دیگه ان زدید توی خونم. راضیم کندی از دهن بچهش، بردی کوبوندی تو دول طولت. هرچه مشتی نامردیه، علت تو اینجا نامریه. اینجا که توی ما هرچیه، سینهش خورده از پا زخمیه. زیاد حبس کردیم و کم تخلیه، بیتسویه گذاشتیم واسه بقیه. دید ما رو چند روز پیشش یکی، جیغ کشید انگار آدم دیده. ول کن حاجی نطفه چیه، اینجا خرگوش با مار تو حفره میره. یه بره واسه گرگ و سفره چیده، از دنیا شکار و طعمه میده. دشتهای هوی زیاد کی حریف، برندگی یعنی تیز و ظریف. کوری که میاره دید عمیق، این داستان مریض و چیده دقیق. این داستان ماست، شروع تخت با یه پایان باز. چشات دنبال چرخش تاس، یک تا ششش تقدیر ماست. این داستان ماست، شروع تخت با یه پایان باز. چشات دنبال چرخش تاس، یک تا ششش تقدیر ماست.