<p>تو رفتی تا بماند قایقم در گل<br>رها کردی مرا تنها لب ساحل<br>تو در چشمت به من دریا نشان دادی<br>نماندی و مرا دست خزان دادی<br>تو رفتی و جهان یکباره خالی شد<br>تمامت میهمان این حوالی شد<br>تو بردی ابرها را خشکسالی شد<br>ندیدی عاشقت بی تو چه حالی شد<br>بد کرده ای بد کرده ای<br>با من که جانت بوده ام<br>ای ماه انکارم نکن<br>من آسمانت بوده ام<br>با هر صدایی سمت در<br>با شوق تو رو میکنم<br>ته مانده ی عطر تو را<br>میبوسم و بو میکنم<br>برگرد با عاشقت سردی نکن<br>ما را درگیر شبگردی نکن<br>این شهر بی تو نمیخواهد مرا<br>بی رحم افتاده ام از پا بیا<br>بد کرده ای بد کرده ای<br>با من که جانت بوده ام<br>ای ماه انکارم نکن<br>من آسمانت بوده ام<br>با هر صدایی سمت در<br>با شوق تو رو میکنم<br>ته مانده ی عطر تو را<br>میبوسم و بو میکنم<br></p>