امشب شب عروسیته میدونم غمگینی گلم این سرنوشت لعنتی آخر گرفت تورو ازم اصلا تو خودت نباش منم میسازم با خودم بعد پره تو خدایی کرسی شدم قسمت ما همین بود اشکاتو پاک کن گلم دیگه مکتوبش رسیده منم از این شهر میرم درست خاطراتت منو شکنجه میده ولی چی میشه کرد عزیز باید سوخت و ساخت دیگه اینقدر قصه نخور داداشی پاشو دیگه یعنی پشت سر من داره چی بهش میگه چرا همش تو خودتی من که هستم باهات تو که ثابت شده ای رفیقم میشم فدات اونقدی تنها شدم آخر شدم پژمرده حالا عشقن شده عشقی پس خورده تو دیوونه شدی به هر مواد لب میزنی کار هر شب من شده تیه خودزنی پاشو جمع کن خودتو خاطراتو بزار کنار حافظه مو از دست دادم خاطراتو یادم نمیاد حالا که سر صحبت باز شده منم بگم همین ارز بازیهاش منو ازش درنده کرد الله بالا سرم شاهده که زمین خوردم اسمش مقدسه ولی از یاد بردم دیگه اعصاب ندارم که بهش فکر کنم ساقی پر کن میخوام امشبمو مست بکنم