تو همچون کبوتر بزن پر بزن پر برو دور شو از این شهر برنگرد همسفر رقصیدم به ساز تو کشیدم ناز تو بیا بردار ببر هرچی هست واسه تو فکر میکنم هنوزم بهش کجا رفت کبوتر عشق بقیه رو دیدم ولی نبودن مثلش انداختی دور منو مثل عروسک زشت تقصیر توئه بهم نگو سرنوشته تو برام بودی با مرامترین الان میکنم به همه بااورام یقین نخورده بودم اینجوری تا الان زمین تو قلبم داشتم جا برات قدیم فکر نمیکردم که یه جا گیر کنم رو مخم میره الان حتی صدا رینگتونم دست نمیزدی کوکوکتامین گلم بافلم انگار شده ترافیک دورم فکر میکنم همش بت ساعتها ولی کارت دستت داد این حسادتها میدونم دلخوریم جفتمون هرنده پر بزن از این پشتمون برو دور شو از این شهر برنگرد همسفر رقصیدم به ساز تو کشیدم ناز تو بیا بردار ببر هرچی هست واسه تو کبوتر از پیشم پریدی و ولی هنوز پلوتم همه رو بوم ما یه دوری زدن نموندن لامصب دیگه درست نمیخوابم همون شب خونهها مال تو سکهها مال تو یه تیکه عطر تنت رو بالشم مال من الکل تو سیستم گوارشم مال من یعنی عادی میشه دوباره شبهای من رفتنی باید بره کبوترو میپرن آدما میگذرن تنها میشم میشکنن رفیقا سایت میگیرن نمیشیمون بیطرف آخه با رفقای خودم دیگه بیشرف بات مثل پرنسس رفتار کردم یه لحظه احساس نکنی دیدم حرفات دروغ محضه رقصیدم به سازت که اون با طلا میرقصه همش بودش یه نقشه بره که برنگرده تو همچون کبوتر بزن پر بزن پر برو دور شو از این شهر برنگرد همسفر رقصیدم به ساز تو کشیدم ناز تو بیا بردار ببر هرچی هست واسه تو برو دور شو از این شهر که ازت من بریدم برو دور شو عزیزم اشکاتو نبینم دل من تنگ نمیشه نمیخوام ببینمت میدونم بوی تن تو شده واسم غریبه اگه تو سهمامی از این شهر غریب بزن پر بزن پر بشم تنهاترین مرد تو همچون کبوتر بزن پر بزن پر برو دور شو از این شهر برنگرد همسفر رقصیدم به ساز تو کشیدم ناز تو بیا بردار ببر هرچی هست واسه تو