باهام میمیرن پروانههای توی قلبت
جای خندههای از ته دل توی عکست
باهام زرد میشن برگهای سبز رو درختا
فکر نکن که عوض میشم حتی یه ذره، نمون یه لحظه
اگه سریع نره توام منم بکن سریع فراموش
منو دسترس کن و جریمهشون نکن
نمیکنم جدا مسیرمو ازت، تو باید بری
قبول نکردم
حتی به من بگی بیا
قبول ندارم
این همه گریه رو
کجای دنیا
واسم برابره؟
کجای تقویم
به تو نرسیدمو؟
به اندازهی کافی، دلتو شکوندن این دستهای خالی
جات نیست توی قلبهای تاریک
حیف اون چشمهای روشن و اشکهای آبی
به اندازهی کافی، دلتو شکوندن این دستهای خالی
باید بری منو تنها بذاری
حیف اون چشمهای روشن و اشکهای آبی
به اندازهی کافی
چی رو قبول داری؟
هه
من که دیگه هیچی قبول ندارم
تو کاملی
ولی
حس تو، شرابه
انگار نیمهی من نیست
نیمهی من نی
فندام رو به دردم میسپار
فرمون دستم نی
انگار کسی دل باخته به من هنوز اینجا
تو چرا نمیآیی یا معلوم نی
کجای راهی؟
هه
لااقل به من بگو
لااقل یهبار بگو اشتباه چی بود؟ اشتباه چی بود؟
هه
اصلاً غصهخور نداری و غصهخور نی رو
فقط یهبار بهم بگو، این دروغه یا چی؟
یهبار بیا کامل بگو، این علائم واسه چیه؟
به اندازهی کافی، دلتو شکوندن این دستهای خالی
جات نیست توی قلبهای تاریک
حیف اون چشمهای روشن و اشکهای آبی
به اندازهی کافی، دلتو شکوندن این دستهای خالی
باید بری منو تنها بذاری
حیف اون چشمهای روشن و اشکهای آبی
به اندازهی کافی
نمیذارم بشی یکی شبیه من
کسی که واسه آدما میذاره همیشه کم
تو بودی اون جوابی که نمیخوام بدونم
ولی من اون علامت سوال عجیبتم
این همه درده، کی میخواد بوی آب و آجرای این خونه رو چید یا
برو خودتو نجات بده، منو بیخیال
اگه نری سنگین هزینهشو میدی، آه
من که این نبودم، یه روزی قلبم باهام دشمن نبود
افتادم چون زیر پام محکم نبود
کسی پشتم نبود، بعد از اون هیچکی دیگه
به اندازهی کافی، دلتو شکوندن این دستهای خالی
جات نیست توی قلبهای تاریک
حیف اون چشمهای روشن و اشکهای آبی
به اندازهی کافی، دلتو شکوندن این دستهای خالی
باید بری منو تنها بذاری
حیف اون چشمهای روشن و اشکهای آبی
به اندازهی کافی