کاشکی که لحظههای غم
سنگین و طولانی نبود
دریای احساس تو دلم
هر لحظه طوفانی نبود
تلاش واسه موندن تو
یه اشتباه ساده بود
معشوق همش سواره و
عاشق تو پیاده بود
تو پیچ و تاب زندگی
خسته شدم بی تکیهگاه
عشق اومد و دور شد ازم
مثل رفیق نیمهراه
صبر میکنم حتی اگه
دنیا به میل من نگشت
هر کی اومد کنار من
سایه شد و ازم گذشت
هر کار کنه این زندگی
بازم مدارا میکنم
حتی اگه دور شه ازم
من عشقو پیدا میکنم
احساس اگه یاری کنه
روزای خوبم میرسه
واژهی عشق برای من
مثل خدا مقدسه
راه رسیدن دور شد
وقتی که میخواستم برم
جاده برام بنبست شد
وقتی که دید مسافرم
تقدیر هر کس هر چی بود
تنهایی قسمتام شده
اما برای قلب من
عشق مثل یه تعهده
وقتی که حس من بهش
در حد ادعا نبود
این فاصله برای من
پایان ماجرا نبود
تسلیم زندگی نشد
قلبی که ساده میشکنه
امروز من گذشت ولی
فردا تو دستهای منه
هر کار کنه این زندگی
بازم مدارا میکنم
حتی اگه دور شه ازم
من عشقو پیدا میکنم
احساس اگه یاری کنه
روزای خوبم میرسه
واژهی عشق برای من
مثل خدا...