خاطرهبازی میکنم با عکسای قدیمی
به یاد اون روزا که با هم بودیم صمیمی
اشکای من میبارن بازم رو چالِ گونم
چند سالیه که اسمت شده وِرد زبونم
من جای خالیِ تو با چی پر کنم عزیزم؟
از وقتی که تو رفتی، افسرده و مریضم
نفهمیدی که این بغض چه کاری دست من داد
روزای تلخ بی تو تو سرنوشتم افتاد
من از تو زخمی خوردم که دیگه خوب نمیشه
زخمِ یه بیمعرفت تو خاطرم همیشه
اشکای من میبارن بازم رو چال گونم
چند سالیه که اسمت شده ورد زبونم
من جای خالی تو با چی پر کنم عزیزم؟
از وقتی که تو رفتی، افسرده و مریضم
نفهمیدی که این بغض چه کاری دست من داد
روزای تلخ بی تو تو سرنوشتم افتاد
من جای خالی تو با چی پر کنم عزیزم؟
از وقتی که تو رفتی، افسرده و مریضم
نفهمیدی که این بغض چه کاری دست من داد
روزای تلخ...