چرا اون نگاه سردت همیشه به سمت من بود؟
تو این قلب شکسته همیشه یه چیزی کم بود
تو جواب بغض و حرفام میکنی خنده مرموز
تو منو ندیدی هرگز، اشکای پنهون هر روز
رفتی و شدی الان دور دور
من تنهام تو تاریکی رو به نور
نشستم و خسته از اینکه چقدر کردم فکر به اون
من خیلی ساده بودم که دل به تو دادم
راحت رد میشدی حتی اگه فریادم
به گوشت میرسید، نبود واست مهم
دیگه خاطراتت رفتن از یادم
اگه بودی، الان نیستی میگم یه خیری هست
دلمو دادم بهت، فکر نکنی که خیری هست
دلمو دادم بهت، فکر نکنی که خیری هست
آخرین شب، گرم رفتن دیدمش
اون فکر رفتن، من غرق در اضطراب
یه احساس مرده، یه قلب بی تپش
بیانصاف، من که قبول کردم آخرش
اشتباهامو، هر کاری کردم که جلب کنم توجهت رو
نه درک نمیکنم نسبت به من تنفرت رو
همیشه با نگاهش میکرد منو ناامیدم
منی که واسه خواستههاش مثل سگ دویدم
یه لحظه انصاف، یکم باش تو منصفانه
که روزایی رو که بودم من پشتیبانت
همیشه به جای عشق نیشخند بود تو نگاهش
حالا که من نیستم، جمع شد اشک رو گونههاش
دست تقدیر
همهچی رو داد به باد، قلب سنگیت
تجربهای رو یاد من داد
چه ساده گذشتی از من و اشتیاقم
حقته تو باید همپیاله بشی با غم
تو چرا اینجوری راحت از من و دلم گذشتی؟
قلبی که نبضش همیشه واسه تو میزد، شکستی
آخه این نبوده حقم، منی که بدی نکردم
فقط مونده یادگاری از تو زخمی روی قلبم
رفتی و شدی الان دور دور
من تنهام تو تاریکی رو به نور
نشستم و خسته از اینکه چقدر کردم فکر به اون
من خیلی ساده بودم که دل به تو دادم
راحت رد میشدی حتی اگه فریادم
به گوشت میرسید، نبود واست مهم
دیگه خاطراتت رفتن از یادم