تا به کی راز دلم با تو نگفتن تا به کی درد و توی سینه نهفتن میدونم که عاقبت میزنه آتیش همه زندگی ما حسرت گفتن ذره ذره قطره قطره آن من مثل شمع روشنی تموم میشه شمعی که گرمی و روشنی اون واسه هیچ و پوچ داره حروم میشه کجا آروم میشه درد بی درمانی میمیرم و بی کسی یا بی صدایی نه هوای موندنم هست دیگه اینجا نه که شوق رفتنم هست دیگه جایی کجا من میگیرم آروم مثل یک خواب میدونم نمیرسه وقت رهایی ذره ذره قطره قطره آن من مثل شمع روشنی تموم میشه شمعی که گرمی و روشنی اون واسه هیچ و پوچ داره حروم میشه تا به کی راز دلم با تو نگفتن تا به کی درد و توی سینه نهفتن میدونم که عاقبت میزنه آتیش همه زندگی ما حسرت گفتن ذره ذره قطره قطره آن من مثل شمع روشنی تموم میشه شمعی که گرمی و روشنی اون واسه هیچ و پوچ داره حروم میشه کجا آروم میشه درد بی درمانی میمیرم و بی کسی یا بی صدایی نه هوای موندنم هست دیگه اینجا نه که شوق رفتنم هست دیگه جایی کجا من میگیرم آروم مثل یک خواب میدونم نمیرسه وقت رهایی ذره ذره قطره قطره آن من مثل شمع روشنی تموم میشه شمعی که گرمی و روشنی اون واسه هیچ و پوچ داره حروم میشه