بلد هوای منی
نی تو نی بوله منی
عشق تو چه شد یعنی
عشق تو چه شد یعنی
پا گذاشت تو خیفه
تنه است خونه بره
فاصله ام با کمه اما
تو ازم دور دلت
خبتولم سرد سردم
سر تو دواماش دردم
پشت دل کردید خالی
رفتی رفتی با گرانی
ای سنگ صبورم بدن
نمیخوری تو یک حرف
هشتلی بورنای دلم غمی
الوهی شمی خمی
آقاو بد و ناگیر بروم
تو هرجر تکم بکنم
دوراز سخت مکرنگ
نو با من امیرس
نو با من امیرس
یارم و یارکه شمنو یادش
ساکی بسازن اوی دنیای سازش
مشی کشیم توکو کوکیدا
نچه بار نگرتون یشوم خیتم
هرشواوشون اسمتانون روه اوس
هرکه گپچی بزن بگو سرتو داوس
نگفتی شیمش هرغم می ریزه
هرجوری که باشا توانشم می گیره
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
درم ولای تو گیلم هرچی که اسمت دره لبو
وقت برمه ویسم اوایتاری که بینره
آخ بعد تو من برم لنو
بی دس و سرشانه راه دنیا تو آمدنو
دنیا تو آمدنو فقط تو سرغو
آدم ستاره محسن توگیرم لامزه
ولی خود در کل قلب من نازرت
چو مین اسهل بال هر دردهینی دید
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
هر ایام تا از هم دور میشی دل تنگیم
تو همچی شوم و می بندم
من بی تو اله مرگمم
ای وای
نقطه ضعف من او چشمون
تو ببین چیکاریس از رمپون
مثل تو دیگه نی میو
بلد هوای منی
نی تو نی بوله منی
عشق تو چه شد یعنی
عشق تو چه شد یعنی
پشت یکرچی بیان
از سر رسیده به بام
دیواناتم جدیدا
اونتی شوا تو پدیدار
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
تو کارا نکردم پرو
خدا شده بود دو چشمون
هر وقت ازم دور میشدی پیر
دیوانه می شدم پرو
میگردیدی رنگنو
الونم ریغران
تو عشق کنار در یاس
ساحل قلبم تنهاست
قلبم متروکه و خالی
رختم رو به سیاهی
بی هم نفسی روزگار
پر از مسکین لو کردن
پر از مسکین لو کردن
بعد تو مردم افسردگی کردم
بعد تو شید بی دست و دنیا گشتم
تو فکر بی خیال گشتی نه چی نامم
فکر و خیالت کشتم با روبرو صبا برفتند
تو برم با روبرو صبا برفتند
تو برم با روبرو صبا برفتند
تیری بوکس فکر چی رفت
تیری بوکس فکر چی رفت
ولی هر روز باید
مدینه خو هم فریبند
به تو سفر سلامت شو هار به کراهت
ولی هر روز باید مدینه کم قبولان
مدینه کم قبولان
مدینه کم قبولان
دارد چشام جوش خون میاد پایین
دائم میبینم همه فصلها رو پاییز
دیگه هیچ امیدی به فردای ما نیست
این همه غم توی دریای ماریخ
از پشت پنجره شب زده بیرون
دیگه قشنگ نیست این منظر بیرون
همه چیه جوری یخ زده بیرون
گیرم تو این حال برزخ ویرون
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
این خیابونای خالی
منتظرم تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم