اومدی روزگار و حال دل منو دید رفتیرفتی و پیش همه تا میتونستی بدمو گفتیباشه بده من میشم تا حال تو خوب باشهولی بعد تو همه چی سر جاشهمیری میبینی هیشکی مثل من نمیتونه باشهبدت میاد حالا ازم چیکارت کرده بودم بی معرفتانقدر برات عادی شدم که دلت رفتنو انتخاب کردمیبازمت ولی یه روز میبینی دوستم داری منو هنوزپشیمون میشی از این کارا یه روزحرفای این و اونو باور کردیآخرش دوتامونو نابود کردییه سری چیزا عشقو حیف میکننبدخواهامون دارن کیف میکننمیگی مهم نیست باشه اینارو یادت باشهدیوونه میشدم اگه میدیدم یه تار مو کم شه ازتلی با همه اینا بد بودم اگه برات معذرتهر کاری میشد کردم برنداشتی تو یه قدمبدت میاد حالا ازم چیکارت کرده بودم بی معرفتانقدر برات عادی شدم که دلت رفتنو انتخاب کردمیبازمت ولی یه روز میبینی دوستم داری منو هنوزپشیمون میشی از این کارا یه روز