ببین کوچه خنده داره تهشم میمیری میری رد کارت ما به هم معما پیچیدگیش میکنه له تا پارت سرخته بی رحمه فریبندهست خوشخط و خاله اما وسیع و بیسقفه اگه بیرون بیای از حصار چه تو فهم مطلق چه شهر مالِک که بیخدا چه معتقد به خالق چه شبیه عامه تو فهم قالب چه منحصربهفرد و جالب چه بالغ چه نادون چه عالم میمیری هم خودتم بستگانت مامانت بابات هرکی که باهاته عشقت دوستت کسبوکارت ای کار از جلو از دور یکی باش حرف بزن پر منظور با ما باش یاغی و غد راوی خود پرمحکم و مغرور از زیر ریشه بده اگه میبرن تو رو از رو خارج از مد و مرسوم و زندگی معمول خیرهشو توی خورشید به تاریکی از نور بشنو امانِ بیرخ بشنو امانِ محجور یک مجنونِ آزاده دراسد عاقلِ مجبور آزادی تو نفروش آزادی تو نفروش آزادی تو نفروش نه به قیمتِ چهره نه قیمتِ خون نگیر از کسی دیگه دستور خب ببین میمیری میمیری میمیری میمیری میمیری زود خب خب یه جوری زندگی کن انگار قرار نیست ببینی طلوعِ بعدو ببین چی میکنه حالتو خوب ها بکن اون کارو میمیری میمیری زود ببین میمیری میمیری میمیری میمیری میمیری زود خب خب یه جوری زندگی کن انگار قرار نیست ببینی طلوعِ بعدو ببین چی میکنه حالتو خوب ها بکن اون کارو میمیری میمیری زود خستم به بسکت دور و بر رو جلوتر و دیدم تصویرِ بزرگترو دیدم نمای رخ قله رو دیدم فقط میخوام حلشم همینجایی که هستم بیدردسر و بیغم همه میخوان جمعشن زیرِ نماد و پرچم دورِ هم و بیمغزم اما من تکام و تکرنگ فرومیرم تا گردن تو سیاهیِ شهرام آینهام هم تو دستم تا خودمو بفهمم ترجیح میدم تو انزوا بمیرم تا بیخود و معلق نمیخوام و نمیتونم بذارم یه صورتِ دیگه جا خوشکنه رو کلم پس ببین میمیری میمیری میمیری میمیری میمیری زود خب خب یه جوری زندگی کن انگار قرار نیست ببینی طلوعِ بعدو ببین چی میکنه حالتو خوب ها بکن اون کارو میمیری میمیری زود ببین میمیری میمیری میمیری میمیری میمیری زود خب خب یه جوری زندگی کن انگار قرار نیست ببینی طلوعِ بعدو ببین چی میکنه حالتو خوب ها بکن اون کارو میمیری میمیری زود