من یه شده حتی یه رو من حالم تو غافل شدی حالا چرا رو درو میبی میخوای منو ببینی خاکستر شدم گفتم درد سر اونقدر دارم که وقت ندارم عاشق شم هر چی سختیاش داد به منو همه لحظه ها رو یادش رفت دست ما رو تا ول کرد
نقشههاشو کامل کرد
پرزد و یه نقطه شد تو عمق آسمون
هرچی بین ما بودش تو دو سه نام سوخت
دیگه فکر نکنم اصلاً این قبر مرده باشه توش
او زندگیم و گاهی دو یه نسخه داد بهمون
گفت کسخارتون
کسخارتون
آخرین قرارمون زیر پُر نشستی تو ماشین زدی زیرشو
گرفته بودی تصمیمتو بم گفتی اون مادرجنده رو زیرش کون بت گفتم حتی نزنیم تصویرشو برام تعریف کردی گذشته چی به تو
بخش کردی همه جا فیلمشو گفتی نمیشناسی قلب تاریکشو
مرگش بکنیم صحنه سازیشو تو گفتم نمیره این بچه بازی جلو کارمایه خودت ارصه کانسی شد و زدش بیرون گفتم هر چه خواهی بکن اشکهش که جاری شد و سریع قاطی کرد باز گوشیش رفت بالا واسه همه پابلیک کن اونا بهت میگن هم درد ما این واسه دیده شدنت تجلیداری
نمیدونن تو کست یه تله کاشتی برای همه باز میکنی در زامبی رو
ما هر گوهی خوردیم و خدا دید و هر کی هم گوه ما رو خورد خدا گیر
فریم هم همیشه بخاری بود ولی همه میرفتن از سونا بیرون واسه همین دست و دادم جدا میموندم واسه همین رابطهمون سنایی بود
ما روانی بودیم نیست عالی توش رو رابطهمون دو خط موازی بود تازه فهمیدم روزایی که پیشم نبود زنده خانوم کجا میمونید من یه شده حتی یه رو
من حالم تو غافل شدی حالا چرا رو درو میبی میخوای منو ببینی خاکستر شدم گفتم درد سر اونقدر دارم که وقت ندارم عاشق شم
هر چی سختیاش داد به منو همه لحظه ها رو یادش رفت
دست ما رو تا ول کرد
نقشههاشو کامل کرد
پرزد و یه نقطه شد تو عمق آسمون
هرچی بین ما بودش تو دو سه نام سوخت
دیگه فکر نکنم اصلاً این قبر مرده باشه توش
او زندگیم و گاهی دو یه نسخه داد بهمون
گفت کسخارتون
کسخارتون
من اصلاً انتظار نداشتم اصلاً
یه روزی بیفتی روش تو مثل بختک
بعد تو
قد بکشی روی نبضم
الان من
ول میگردم وسط برزخ
شدم خام
که اینجوری بگم الان تو پاسجام
تعریف میکنم ماجرا رو داستان
که چهها توی کوچه رد خونه
میگم این یکی تله
بود مار بین بوته بود
اصلش یه بوسه بود
چه شب رو مشکیگون خوب
ری توی رفاقتهام بچهچی خیلی عادتهام
سایکو تو ریالتام
ملکی گذشت ساعتهام
من یه شده حتی یه رو
من حالم تو غافل شدی
حالا چرا رو درو میبی
میخوای منو ببینی خاکستر شدم گفتم
درد سر اونقدر دارم که وقت ندارم عاشق شم
هر چی سختیاش داد به منو همه لحظه ها رو یادش رفت
دست ما رو تا ول کرد
نقشههاشو کامل کرد
پرزد و یه نقطه شد تو عمق آسمون
هرچی بین ما بودش تو دو سه نام سوخت
دیگه فکر نکنم اصلاً این قبر مرده باشه توش
او زندگیم و گاهی دو یه نسخه داد بهمون
گفت کسخارتون
کسخارتون