حس سایه، میخوام فک بک بکاهه
بذار خالی شه خشاب مغزم
دارم حس سایه
دورم انگیزهست، پایان نزدیکه
اینا عینیان، تیکه تیکه، آتیشه
خستهام، اینهمه صبرم میشه تو کتاب گینس ثبت
گذشتم، سیپنج گرمم پشت شراب، بیحسم
میخوام عادی بشم، نمیشم روزی یه کم
با اینکه نیستم تا به اینجا، میرم انگار واسه یهفَن
به اینه قفلم، معطل تم
تمومش میکنم لازم شه
دیگه تموم شده قصهست
امید هستمو، ماهِ شکل
پایین داستان، ماهِ شکل
پایین داستان، ماهِ شکل
تنها حرکت رو به جلو، پا کشیدن ماست، شکل
اشتباه دیدی کلاً منو
شدم هی سنگینتر آخه
این زمین جهنمه
من تو پایینترین طبقهام
بالا میآدش به سختی نفسم
کل دنیا واسه این سسهاست
هیچی نگفتیمو کردی فقط شک
تکون نخوردی، ما شبیم مترسک
اینجا همهجا گوهه، میریزه جلوت صخرهها
وانمود کردی باشه، همهرو پیادهتنها
آسمون سیاه ابراش
نمیخوابه شبِ خیالِ من
انگار نمیکنه این زنجیرو ول
انگار نمیکنه این زنجیرو ول
انگار نمیکنه این زنجیرو ول
انگار نمیکنه این زنجیرو ول
من همهرو شنگیدم
ولی خطا رفت تیرم
این دفعه با برف میرم
سلام بعد میرم
نداشتم هیچ ترسی از شب و از ایستها
کیف بالاتر، بیشتر، خلاف جهت میرم
اشتباه دیدی کلاً منو
شدم هی سنگینتر آخه
این زمین جهنمه
من تو پایینترین طبقهام
بالا میآدش به سختی نفسم
کل دنیا واسه این سسهاست
هیچی نگفتیمو کردی فقط شک
تکون نخوردی، ما شبیم مترسک