ترسم از تو نی، میترسم از خودم چون بدتر از توام
پر شد جای خالی با تنفرم
هیچکس نکرد کمک، تلف شدم
یادگاری گردنمو زد
جسد خودم، خودم مدرکم
کاش میشد برگردم عقبا رو عوض کنم
کاش میشد عقربه رو کند برعکس کنم
یادگاری گردنمو زد
کردم خاک یادگاریتو کنار خودت
واسه همینه فقط میکنم یه بار یه خواهش
آخرین آیینهای که دیدم تو چشای توئه
این دیوونه میخواد موقع مرگ هم ببینه چشای تو رو
الان نزدیک سه ساله ندارم یه خواب خوش
هنوز میریزم به یاد صبح
هنوز میریزم به جای تو
نمیاد بعد دیگه بارشو
همین بس دیگه وا بشو
یادگاریت گردن، ولی تو عکسی که پاره شد
روی لبهام داری یه رد پای خونی
رد شدی ازم مث سایه تند
رد شدی ازم مث سایه تند
روی روزام نداری اثری از خود
پاییز بیرنگ
بیا پاییز بازم کنار من
توی رفتنت نگفتی نرو
نموندم بعد از سه سال من
نبودی باهام بد
پس نخواه باهام بکنی صحبت
لج کردی باهام چون به تو کم
یادگاریت پای خودشو کند
نشدی گم بین اون برف
دنبالت میگشت یه کله مدت
پشیمونی نمیکنه کمک
مخم رد، میدونی شده پر ترک
صدایی هی میاد غیرعادی
از یه نسل پر ریسک
کل راه پر تاریک
هیچوقت ندوزی دید به پایین
صدایی هی میاد غیرعادی
از یه نسل پر ریسک
کل راه پر تاریک
هیچوقت ندوزی دید به پایین
ترسم از تو نی، میترسم از خودم چون بدتر از توام
پر شد جای خالی با تنفرم
هیچکس نکرد کمک، تلف شدم
یادگاری گردنمو زد
جسد خودم، خودم مدرکم
کاش میشد برگردم عقبا رو عوض کنم
کاش میشد عقربه رو کند برعکس کنم
یادگاری گردنمو زد