گرچه بی سبب نیست، کوره ی شب دو شب نیست
اگه شیرین کلامم، از طعم رو تب نیست
در خویش نظر کردم، دل خواب و خبر کردم
از صافی گذر کردم، سوی عشق سفر کردم
سوی عشق سفر کردم، من سوختن و دوست دارم
افروختن و دوست دارم، در مکتب دل باختن
آموختن و دوست دارم، آموختن و دوست دارم
دی شعله ی خاستم، من اوجا به سر دادم
اگه عاشقی درده، من عاشق دردم
ای عشق نهان سوز، از خود به درم کن
ای شعله ی سرکش، از بد بدترم کن
در خویش نظر کردم، دل خواب و خبر کردم
از صافی گذر کردم، سوی عشق سفر کردم
سوی عشق سفر کردم، من سوختن و دوست دارم
افروختن و دوست دارم، در مکتب دل باختن
آموختن و دوست دارم، آموختن و دوست دارم
گرچه بی سبب نیست، کوره ی شب دو شب نیست
اگه شیرین کلامم، از طعم رو تب نیست
در خویش نظر کردم، دل خواب و خبر کردم
از صافی گذر کردم، سوی عشق سفر کردم
سوی عشق سفر کردم، من سوختن و دوست دارم
افروختن و دوست دارم، در مکتب دل باختن
آموختن و دوست دارم، آموختن و دوست دارم
دی شعله ی خاستم، من اوجا به سر دادم
اگه عاشقی درده، من عاشق دردم
ای عشق نهان سوز، از خود به درم کن
ای شعله ی سرکش، از بد بدترم کن
در خویش نظر کردم، دل خواب و خبر کردم
از صافی گذر کردم، سوی عشق سفر کردم
سوی عشق سفر کردم، من سوختن و دوست دارم
افروختن و دوست دارم، در مکتب دل باختن
آموختن و دوست دارم، آموختن و دوست دارم