راه گم کرده و تنها، یه شب سرد و زمستون
توو سوی چراغ راه هم، چشم گرگای بیابون
شب و تنها، زیر بارون
پلک هر پنجره بسته
چشماتو واکن که آفتابه
عشق این دایره خسته
تُف به هرچی بیاره
شب و تنها، زیر بارون
پلک هر پنجره بسته
چشماتو واکن که آفتابه
عشق این دایره خسته
تُف به هرچی بیاره
از تو روشن این شب کور
حیف تو ماندی و فردا، بیتو و بی تو و همخون
راه گم کرده و تنها، یه شب سرد و زمستون
توو سوی چراغ راه هم، چشم گرگای بیابون
چشم گرگای بیابون
شب و تنها، زیر بارون
پلک هر پنجره بسته
چشماتو واکن که آفتابه
عشق این دایره خسته
تُف به هرچی بیاره
راه گم کرده و تنها، یه شب سرد و زمستون
توو سوی چراغ راه هم، چشم گرگای بیابون
چشم گرگای بیابون
ای مراد و مقصد من
بیتو این مریده مرده
دیگه قبلهای نداره
نه سرانجام و نه مقصد
نه سرانجام و نه مقصد
شب و تنها، زیر بارون
پلک هر پنجره بسته
چشماتو واکن که آفتابه
عشق این دایره خسته
تُف به هرچی بیاره
از تو روشن، این شب کور
واسه من فرقی نداره
دیگه بودن یا نبودن
راه گم کرده و تنها، یه شب سرد و زمستون
توو سوی چراغ راه هم، چشم گرگای بیابون
چشم گرگای بیابون
شب و تنها، زیر بارون
پلک هر پنجره بسته
چشماتو واکن که آفتابه
عشق این دایره خسته
تُف به هرچی بیاره
ای مراد و مقصد من
بیتو این مریده مرده
دیگه قبلهای نداره
نه سرانجام و نه مقصد
نه سرانجام و نه مقصد
راه گم کرده و تنها، یه شب سرد و زمستون
توو سوی چراغ راه هم، چشم گرگای بیابون
چشم گرگای بیابون
شب و تنها، زیر بارون
پلک هر پنجره بسته
چشماتو واکن که آفتابه
عشق این دایره خسته