بنویس از سر خط... بنویس که دلت دیگه به یاد او نیست... بنویس که بدون وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست؛ اونی که گذاشت و رفت... یه روز تنش به سنگ خوردن برمیگرده... دیگه صدائش نکن بذار خودش بیاد دنبالت بگرده... بنویس از سر خط... بنویس که دلت دیگه به یاد او نیست... بنویس که بدون وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست؛ اونی که گذاشت و رفت... یه روز تنش به سنگ خوردن برمیگرده... دیگه صدائش نکن بذار خودش بیاد دنبالت بگرده... دیگه گریه نکن... آخه اشک تو باعث شادی اونه! دیگه به پاش نسوز... آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه! اگه میخواست میموند... حالا که رفت و غصهش رفته زیادم... اگه پیشم میموند... میدید جز اون به هیشکی دل نمیدادم! دیگه گریه نکن... آخه اشک تو باعث شادی اونه! دیگه به پاش نسوز... آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه! اگه میخواست میموند... حالا که رفت و غصهش رفته زیادم... اگه پیشم میموند... میدید جز اون به هیشکی دل نمیدادم! بنویس از سر خط... بنویس که دلت دیگه به یاد او نیست... بنویس که بدون وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست؛ اونی که گذاشت و رفت... یه روز تنش به سنگ خوردن برمیگرده... دیگه صدائش نکن بذار خودش بیاد دنبالت بگرده... دیگه گریه نکن... آخه اشک تو باعث شادی اونه! دیگه به پاش نسوز... آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه! اگه میخواست میموند... حالا که رفت و غصهش رفته زیادم... اگه پیشم میموند... میدید جز اون به هیشکی دل نمیدادم!