زهرا دست خود را همراه شاهین
من همین اینجا بودعت میکند
من همین اینجا توی چشمان تو
حضرت عشق زیارت میکند
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سر آقا آمده هر بنده که دیوانه توست
دل من اگر کز عشق نصیبی دارد
حضرت عشق به من لطف عجیبی دارد
بگذارید بگذارید که بیمار بماند این دل
با تب عشق دل من حال غریبی دارد
لحظه میمیرد و من هر سر میپوسم
عشق این عوجی من دست تو را میبوسم
بی وجود تو سعادت نشود حاصل من
تا نفس هست تو ای عشق بمان در دل من
لحظه میمیرد و من هر سر میپوسم
عشق این عوجی من دست تو را میبوسم
بی وجود تو سعادت نشود حاصل من
تا نفس هست تو ای عشق بمان در دل من
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سر آقا آمده هر بنده که دیوانه توست