سرو چمن خمیده تا که تو را دیده
رنگ سر پرید ه تا که تو را دیده
دست تنی چون من مرده از قدم تا سر دیده
آب سیون گرفت نور وفا و پرتو روی تو کشید سرور دست وفا بر سر یا که بفرد پر پر چون گل بی بو
تو تازه ترز شبنم زد گل با صفا طریبا ماند کویی از وفا بی خبرین در پاکی چون دریایی دریایی پرغوهایی در پاکی چون دریایی دریایی پرغوهایی
سرو چمن خمیده تا که تو را دیده
رنگ سر پرید ه تا که تو را دیده
دست تنی چون من مرده از قدم تا سر دیده
آب سیون گرفت نور وفا و پرتو روی تو کشید سرور دست وفا بر سر یا که بفرد پر پر چون گل بی بو
تو تازه ترز شبنم زد گل با صفا طریبا ماند کویی از وفا بی خبرین در پاکی چون دریایی دریایی پرغوهایی در پاکی چون دریایی دریایی پرغوهایی
سرو چمن خمیده تا که تو را دیده
رنگ سر پرید ه تا که تو را دیده
دست تنی چون من مرده از قدم تا سر دیده
آب سیون گرفت نور وفا و پرتو روی تو کشید سرور دست وفا بر سر یا که بفرد پر پر چون گل بی بو
تو تازه ترز شبنم زد گل با صفا طریبا ماند کویی از وفا بی خبرین در پاکی چون دریایی دریایی پرغوهایی در پاکی چون دریایی دریایی پرغوهایی