باخبر هستی نگاهم بیقرار چشم توست؟عاشق دیوانهات چشمانتظار چشم توستاختیار قلب من دیگر ز دستم رفتهاستاز زمان دیدنت، در اختیار چشم توستشک ندارم دور چشمان تو میگردد زمینگردش زیبای دنیا بر مدار چشم توستمن تصوّر میکنم گاهی تو در آیینهایاین خیالاتیشدنها یادگار چشم توست!لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعیسالها دیوان شعرم شرمسار چشم توستواژهها را از حروف چشمهایت چیدهامدلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...میکُشی پیوسته با چشمان زیبایت مراقتلهای ساکت و آرام، کار چشم توستادّعای دلبری هر کس که دارد باطل استدلبری کردن فقط در انحصار چشم توستلایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعیسالها دیوان شعرم شرمسار چشم توستواژهها را از حروف چشمهایت چیدهامدلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...